تلاش های بی فرجام زنان و كودكان قربانی مین

تلاش های بی فرجام زنان و كودكان قربانی مین ساخت اپل آی دی: هفته نامه سیروان در شماره 978 خود مطلبی به قلم ناصر سرگران فعال حوزه حقوق افراد دارای معلولیت با عنوان تلاش های بی فرجام زنان و كودكان قربانی مین دارد و به ضرورت بازنگری قانون پشتیبانی از قربانیان مین و كمیسیون ماده 2 فرمانداری ها پرداخته است.


در این مطلب آمده است: سیزده سال از نامگذاری روز بین المللی آگاهی از خطر مین و كمك به اقدام ضد آن از سوی مجمع عمومی ملل متحد می گذرد.
روزی برای قربانیان مین و نه با حضور خود آنان، روزی برای گفتن از دردها و رنج های مردان و زنانی كه گام های بلند و استوارشان را برای كار و جهاد درراه خانواده برداشتند اما امروز دیگر رمقی برای كار ندارند.
زنان و مردان پنج استان آلوده به مین ایران همچون سایر مردمان 61 كشور دیگر آلوده به مین جهان در مبارزه ای نا برابر دشمنان پنهان در زیر گام های استوارشان را پشت سر می گذارند و چراغ زندگی را همچنان با امید روشن نگه می دارند.
اما در این میان هم موارد متعددی وجود دارد كه شیاطین خفته در خاك ناجوانمردانه در كمین كودكان، زنان و مردان بی گناه می نشینند و برای همیشه گام های استوارشان را یا به خاموشی یا به سستی می نهند.
مرگ یا معلولیت فقط یكی از ده ها صدمه قربانیان مین است؛ قربانیان مین و خانواده های آنان بعد از حادثه انفجار مین این دفعه می بایست با اراده آهنین به دنبال احقاق حقوق خویش برآیند.
پس از حادثه، قربانیان مین در مقام متهمان جنگی به پرونده هایشان در كمیسیون های ماده دو فرمانداری رسیدگی می گردد. رسیدگی ای كه بعد از تلاش های طاقت فرسای خود قربانیان میسر است.
در واقع این خود قربانیان هستند كه برای اثبات قربانی شدن شان می بایست تمامی ادله و مدارك را در اختیار كمیسیون ماده دو فرمانداری قرار دهند تا در صورت صلاحدید و هر زمان كه مقدور بود بدون توجه به مسائل جسمانی و روانی قربانی جلسه رسیدگی تشكیل گردد.
جلسه ای كه با اراده آهنین خود قربانیان و خانواده های آنان تشكیل می گردد اما اصول حاكم بر آیین دادرسی در مورد آنها معكوس عمل می كند و گویا صندلی برای نشستن فرد قربانی یا خانواده وی در جلسه اعضای كمیسیون وجود ندارد!
در این میان، بعضی از گرفتن حكم كمیسیون ناكام می مانند و اما همچنان برغم آخر كار این كمیسیون بدنبال راه حلی جهت اثبات قربانی شدن خود هستند.
تلاشی كه قوانین جاری كشور می گوید؛ دیگر فرجامی ندارد چون كه راه حل قانونی در همان گام اول آخر می پذیرد و فرصتی برای تجدیدنظر نیست!
پس قربانی ناگزیر برای پاسخ به ندای امید با به دوش كشیدن دردها و رنج های ناشی از انفجار مین به هر دری برای گرفتن نتیجه می زند. كه گاه در فرمانداری و گاه در نزد نماینده مردم در مجلس شورای اسلامی است؛ اما پاسخی جز سكوت نمی شنود.
اینجا حكم كمیسیون، معتبر و لازم الاتباع است اما برخی دیگر هم موفق به اثبات بی گناهی اشان می شوند و با حكم كمیسیون مهر تأیید بر قربانی بودنشان می خورد.
خسته و خوشحال از نتیجه حكم را برای اجرا به بنیاد شهید و ایثارگران می برند اما قربانی متوجه می گردد كه تصمیم كمیسیون نه حكم بلكه یك نظر مشورتی بیش نیست و بنیاد شهید و ایثارگران این دفعه مستند به بند (ب اصلاح ماده واحده قانون برقراری حقوق وظیفه یا مستمری بازماندگان آن دسته از مهاجران و كسانی كه به مناطق جنگی مراجعه كرده و به دلیل برخورد با مواد منفجره معلول یا فوت می شوند مصوب 1372) اعلام می دارند كه كمیسیون بر مبنای ضوابط بنیاد تشكیل نشده و راسا رأی بر عدم اجرای تصمیم كمیسیون می دهند و اینجا شرایط به نحوی است كه تصمیم كمیسیون لازم الاتباع نباشد!
از این رو، این دسته از قربانیان باید راه پر پیچ و خم دیوان عدالت اداری را به امید نتیجه مطلوب در پیش گیرند. البته در بین این عده از قربانیان هم ممكن است نظر بنیاد شهید و امور ایثارگران بر این امر باشد كه كمیسیون طبق ضوابط بنیاد تشكیل شده است و پرونده برای قربانیان پیروز در رسیدگی تشكیل گردیده و تحت پوشش بنیاد شهید و ایثارگران قرار گیرند.
اما می بایست تأمل كرد و منتظر موانع دیگر ماند. موانعی كه در عمل قربانیان مین تحت پوشش را از دسترسی به خدمات بنیاد باز می دارد.
در این مرحله كودكی می تواند جرم بزرگی برای بهره مندی از مستمری بنیاد تا سن 18 سالگی به شمار آید. كودكی كه تا پیش از حادثه انفجار مین چوپان یا كشاورز همراه با پدر و مادر خویش بوده است و برای گذران زندگی خانواده می كوشید.
از آن به بعد نه تنها نان آور خانواده نیست بلكه باید پدر و مادر برای تأمین هزینه های دارو و نگهداری كودك خود با دست خالی تلاش بی فرجام دیگری را به منظور زندگی آغاز كنند.
همچنین زنان قربانی هم با این عنوان كه سرپرست خانواده نیستند؛ از حمایت های مادی بنیاد بهره مند نمی شوند. این در شرایطی است كه فلسفه مستمری پرداختی از سوی بنیاد كمك به زندگی فرد صدمه دیده و توان بخشی وی به منظور بازگشت به زندگی دوباره است.
اما این فلسفه برای زنان قربانی مین به گونه ای دیگر معنا می گردد. زنانی كه دوشادوش با مردان برای گذران زندگی می كوشیدند؛ امروز همچون كودكان قربانی مین در برابر سایر اعضای خانواده بواسطه حس مسئولیت پذیری احساس شرمندگی می كنند كه دیگر نه می توانند همگام با سایرین نقش مؤثر و همیشگی خویش را ایفا كنند و نه خسارتی برای این خسران مادی و معنوی برای آنان وجود دارد.
كودكانی كه باید سوختن شان را به نظاره نشست تا روزی مجازات دوران كودكی شان تمام شود تا بلكه از خدمات لازم بهره مند گردند؛ روزی كه دیگر شاید برای بازگشت آنان به زندگی بسیار دیر باشد و دیگر چنین خدماتی به سان نوش داروی بعد از مرگ سهراب باشد.
سیر زندگی قربانیان مین از همان پیش از انفجار مین به واسطه زندگی در همسایگی این دشمن خفته در خاك تا بعد از حادثه و اثبات قربانی بودنشان حكایت پر سوز و گداز متحیری است كه با نگاه كنونی قانون گذار قصه پر غصه ای از سراسر تلاش های بی فرجام آنان برای احقاق حقوقشان را رقم می زند.
منبع: هفته نامه سیروان


1397/01/24
15:03:35
5.0 / 5
47
تگهای خبر: خدمات
این مطلب را می پسندید؟
(1)
(0)
تازه ترین مطالب مرتبط
نظرات بینندگان در مورد این مطلب
نظر شما در مورد این مطلب
نام:
ایمیل:
نظر:
سوال:
= ۴ بعلاوه ۳
خرید اپل آیدی - ساخت اپل آیدی

idstore.ir - حقوق مادی و معنوی سایت ساخت اپل آی دی محفوظ است

ساخت اپل آی دی

سفارش ساخت اپل آی دی