روایت روز آتش در بجنورد عنوان اصلی امروز روزنامه خراسان شمالی

روایت روز آتش در بجنورد عنوان اصلی امروز روزنامه خراسان شمالی ساخت اپل آی دی: بجنورد- روزنامه خراسان شمالی چهارشنبه در شماره2647 خود در گزارشی با عنوان 'روایت «روز آتش» در بجنورد' به بیان اتفاقات دوران انقلاب در این شهر پرداخته است.


به گزارش ساخت اپل آی دی به نقل از ایرنا در این گزارش می خوانیم:
به تیر بستن عابران پیاده در خیابان و قتل عام مردم فراتر از گمان و تصور هر كسی بود، آن روزها در تقویم تاریخ ایران اتفاقی باور نكردنی رخ داد، روزشمار تاریخ كشور با خون مردم رنگین شد، خیلی ها در صف نان و نفت تیرباران شدند و زنی به همراه فرزندش در خیابان به شهادت رسیدند. هیچ كجای تاریخ این سرزمین چنین تصویری را در خود جای نداده است، تصویری از سلاح ظلم بر سر مردم مظلوم، همین صحنه های تكان دهنده، همین فراموش شدن ارزش های اسلامی، شیرمردان این مرز و بوم را كه هیچ زمانی توانایی دیدن ظلم را ندارند به پا داشت تا قوی تر از همیشه از كیان اسلام دفاع كنند و این گونه بود كه داستان شهدای انقلاب نوشته شد. خراسان شمالی هم 15 شهید انقلاب را در تاریخ خود دارد، اما خانواده های آن ها هر كدام سخنی دارند؛ خاطراتی از آن روزهای دور، خاطراتی به قدمت عمر انقلاب.
سال های پیش از انقلاب روحانیان مطرح شهرستان ها به تاسی از بنیانگذار كبیر انقلاب حضرت امام خمینی (ره)، پیام ها و بیانات امام(ره) را به مردم می رساندند و در صفوف اول راهپیمایی ها قرار داشتند. در شهرستان بجنورد آن زمان آیت ا... «مهمان نواز» این مسئولیت خطیر را بر عهده داشت و با وجود فشار بسیار نیروهای ساواك و چماق به دستان همیشه در كنار مردم انقلابی بود.
«فاطمه میهمان نواز» فرزند نماینده مردم استان در مجلس خبرگان رهبری، در گفت و گوی اختصاصی با «خراسان شمالی» راوی بخشی از خاطرات ایشان است.
وی با بیان این كه پدرم در آن زمان روحانی شهر بود و با برگزاری جلسات مخفیانه مسئولیت هدایت مردم را بر عهده داشت، می افزاید: ساواك بسیار پدرم را تحت فشار و كنترل قرار داده بود و همیشه نیروهای ساواكی وارد خانه می شدند و تمام خانه را می گشتند اما با وجود همه مخاطراتی كه از جانب نیروهای امنیتی شاهنشاهی وجود داشت پدرم جلسات مخفیانه را روزهای جمعه هر هفته برگزار می كرد.
وی با بیان این كه تشكیل جلسات بدین شكل بود كه جوان ها در فواصل زمانی مشخص كه به صورت معمول هر نیم ساعت بود وارد منزل ما می شدند و بعد از اتمام جلسه هم بدین ترتیب از خانه خارج می شدند، اظهارمی كند: آن زمان برادر كوچك ترم همیشه در خانه را به روی میهمانان باز می كرد و روزهای جمعه با ورود جوانان خطاب به مادر می گفت «مادر بیا جلسه آمده است.»
وی با بیان این كه آن زمان 14 سال بیشتر نداشتم، ادامه می دهد: با این حال من مسئول نوشتن و ضبط اخبار بودم. آن زمان از تكنولوژی كنونی خبری نبود و ما دستگاه بسیار ابتدایی را روی تلفن ثابت خانه نصب و اخبار را با صدای مبهم ضبط می كردیم، بعد از آن حروف را در دستگاهی كه موجود بود می چیدیم و به جوهر آغشته می كردیم، سپس روی كاغذ می كشیدیم و این گونه اعلامیه ها را آماده می كردیم.
وی ادامه می دهد: آن زمان آیت ا... را بسیار كم و اندك در خانه می دیدیم، پدرم مرتب در جلسه بود و ما به ندرت ایشان را می دیدیم، با این حال نیروهای ساواك مدام به خانه ما می آمدند و خانه را جست و جو می كردند. آن زمان چاهی در حیاط خلوت خانه داشتیم كه به محض ورود نیروهای ساواك كتاب ها، ابزار، نامه ها و هر چیز ممنوعی را كه وجود داشت در آن چاه می ریختیم و در باغچه حیاط هم حفره ای كنده بودیم كه هنگام ورود نیروها موارد مذكور را داخل كیسه پلاستیكی و درون آن قرار می دادیم و روی آن آب می ریختیم.
وی به خاطره آتش زدن خانه آیت ا... هم اشاره و اضافه می كند: ظهر آن روز مثل همیشه در خانه بودیم و پدرم در خانه نبود، ناگهان گروهی چماق و تبر به دست كه دست پرورده ساواك بودند به خانه حمله ور شدند و خانه را به آتش كشیدند، همسایه مجاور خانه ما به علت ترس از كمك به ما خودداری كرد اما همسایه كمی آن سوترمان آقای «حریری» با بیان این كه چیزی برای از دست دادن ندارم و نمی توانم شاهد این ظلم باشم با گذاشتن نردبام از طریق پشت بام به كمك ما آمد و ما را كه لباس خانه بر تن داشتیم از همان راه نجات داد.
دختر آیت ا... «مهمان نواز» ادامه می دهد: بعد از آن ما را پنهانی به روستای اركان بردند و یك ماه به صورت مخفیانه در آن جا زندگی كردیم، حتی خواهر بزرگ ترم كه آن زمان تازه مادر شده بود هم خبری از ما نداشت و نگران بود به نحوی كه روزی مادرم پنهانی با خودرویی به ابتدای كوچه آن ها رفت و همان جا به خواهرم اظهار داشت كه حال ما خوب است و نگران نباشد.
وی ادامه می دهد: به خاطر دارم كه مزدوران و چماق به دستان، قرآن و تمام كتاب ها را پاره كرده، با تبر یخچال خانه را از بین برده و فرش ها را به آتش كشیده بودند، از خانه ما نمایشگاهی ساخته بودند و ابتدای خیابان پرده ای زده بودند كه روی آن نوشته شده بود «به سوی نمایشگاه...» و مردم ضد انقلابی از آن بازدید می كردند.
وی چنین روایت می كند: هرچند نوجوان و بچه بودیم اما در تمام راهپیمایی ها شركت می كردیم و كنار آیت ا... و مردم بودیم. در بخشی از آن زمان ما ساكن مشهد بودیم و در این شهر راهپیمایی ها بسیار باشكوه برگزار می شد، شب ها راهپیمایی های محلی برگزار می شد و روزها راهپیمایی های عمومی شكل می گرفت.
به محض آمدن ماشین های ساواك تانك ها وارد كوچه می شدند و مرتب به مردم شلیك می كردند. ارتفاع لوله تانك ها به قدری بود كه ما از پشت دیوار لوله و شعله های آتش را هنگام شلیك می دیدیم.
یك روز قرار بود راهپیمایی بزرگی در مشهد صورت گیرد. همه آماده رفتن بودیم كه مادرم اعلام نمود دختران در خانه بمانند و من هم مسئول مراقبت از برادر 10 ساله ام شدم. پدر، مادر، دایی و خانواده اش برای راهپیمایی رفتند و غروب بازگشتند. نیم ساعت پیش از آمدن مادر و پدرم، برادرم از خانه بیرون رفت و من تنها ماندم.
آن روز بیمارستان امام رضا(ع) مشهد به آتش كشیده شد، خانواده من و دایی هایم برای جست و جوی محمد، برادر كوچكم كه هم اكنون چند سالی از فوت او می گذرد راهی خیابان ها شدند و تا ساعت 2: 30 همه جا را گشتند تا بالاخره او را سیاه و خون آلود پیدا كردند.
برادر كوچكم با شنیدن خبر آتش گرفتن بیمارستان برای كمك به سمت بیمارستان شتافته بود. در خاموش كردن آتش و انتقال بیماران كمك كرده بود و با آن سن كم بنا به حس مسئولیتی كه داشت برای كمك از خانه بیرون رفته بود.
«فاطمه میهمان نواز» خاطراتی هم از روز 12 بهمن و روز ورود امام (ره) به كشور دارد و این خاطرات را این گونه بازگو می كند: آن روز آیت ا... درخانه بود و ما تلویزیون نداشتیم، پدرم مرا به خانه همسایه مان آقای «قلی زاده» فرستاد تا جویای برنامه تلویزیون بشوم. لحظه ورود به خانه همسایه فقط چند ثانیه تصویر امام(ره) را دیدم و صدای خبرنگار، آقای «حسینی» را شنیدم كه گفت مردم و به ناگاه تصویر قطع شد و بعد از آن مردم تلویزیون ها را دور انداختند و من به خانه برگشتم و آن چه را كه دیدم برای پدرم گفتم و در آن لحظه آیت ا... اظهار داشت: «جاء الحق و زهق الباطل؛ دیدید فرزندان من، دیدید كه گفتم ظلم می رود و حق جای آن را می گیرد.»
اخبار خراسان شمالی را در كانال تلگرامی اخبار ایرنا خراسان شمالی به نشانی 🆔 @IRNABOJNURD پیگیری كنید.
ع/ 6042 انتشار: سیدحسین قدسی


1396/11/18
12:55:08
5.0 / 5
131
تگهای خبر: دستگاه
این مطلب را می پسندید؟
(1)
(0)
تازه ترین مطالب مرتبط
نظرات بینندگان در مورد این مطلب
نظر شما در مورد این مطلب
نام:
ایمیل:
نظر:
سوال:
= ۲ بعلاوه ۱
خرید اپل آیدی - ساخت اپل آیدی

idstore.ir - حقوق مادی و معنوی سایت ساخت اپل آی دی محفوظ است

ساخت اپل آی دی

سفارش ساخت اپل آی دی